نوشته شده توسط : pari

تفاوت قصاص قصاص و اعدام چیست؟ در این مقاله به پاسخ این سوال می پردازیم.
بر اساس قانون مجازات اسلامی، مرتکبین جرایم مختلف حسب مورد ممکن است به یکی از مجازات های حدود، قصاص، دیه و تعزیر محکوم شوند که هر کدام شرایط و ضوابط مخصوص به خود را دارند و به نسبت برای جرایم خاص، قابل اجرا هستند. حدود مجازات هایی است که میزان و میزان آن را قانون معین می کند. مانند تعیین حد برای جرم کفر یا تهمت به غیر که 80 ضربه شلاق است. در مقابل، تعزیر مجازات هایی است که میزان آن را قاضی تعیین می کند و از مجازات های حدی سبک تر است.

علاوه بر این دو مجازات دیگر به نام قصاص و دیه وجود دارد. قصاص طبق عرف به معنای قصاص کاری است که مرتکب انجام داده است. به این معنی که اگر شخصی به سلامت جسمانی دیگری آسیب برساند، دقیقاً می توان همین کار را با او کرد و با قصاص مقابله کرد. دیه نیز به این معناست که اگر به هر دلیلی امکان قصاص یا قصاص مرتکب وجود نداشته باشد، برای جبران خسارت از مرتکب پولی گرفته می شود که دیه نامیده می شود.

آنچه مرسوم است این است که قصاص به معنای کشتن یا اعدام قاتل است. در حالی که قصاص، علاوه بر کشتن قاتل، در موارد دیگر نیز به کار می رود. به عنوان مثال، اگر فردی در جرم ضرب و جرح از کار افتاده شود، تحت شرایطی می توان مرتکب را قصاص کرد و همان عضو بدن او نیز همان آسیب را وارد کرد. بر این اساس، قصاص بر دو قسم است; قصاص روح و قصاص عضو.

بنابراین در پاسخ به این سوال که قصاص قاتل چه تفاوتی با اعدام دارد، باید گفت که اعدام قاتل قصاص یا کشتن اوست. در حالی که قصاص به طور کلی می تواند به صورت قصاص اعضا و یا قصاص نفس باشد. به این معنا، قصاص گسترده تر از اعدام است. این تفاوت بین قصاص قاتل و اعدام باعث می شود که قصاص مجرمین همیشه به معنای اعدام نیست و اگر مرتکب به اعضای دیگران آسیب رسانده باشد قصاص عضو انجام می شود نه قصاص. روح.

علاوه بر این، تفاوت دیگر قصاص با اعدام این است که قصاص فقط در جرائمی که مستوجب قصاص است اتفاق می افتد. با این حال، برخی از جنایات حاشیه ای یا جزایی نیز ممکن است منجر به حکم اعدام شود. مانند مجازات اعدام برای جرایم مرتبط با مواد مخدر که قابل مجازات هستند.



:: برچسب‌ها: قصاص و اعدام ,
:: بازدید از این مطلب : 27
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دو شنبه 11 بهمن 1400 | نظرات ()
نوشته شده توسط : pari

دلایل اثبات بی گناهی در سرقت چیست؟
اثبات بی گناهی در جرم سرقت و اعاده حیثیت از سرقت منوط به اثبات عدم سوء نیت یا عدم سرقت مال غیر است. اما ممکن است این سوال پیش بیاید که دلایل اثبات بی گناهی در سرقت چیست؟ به عبارت دیگر، اگر شخصی به دلیل کفش خود قصد اثبات بی گناهی خود در جرم سرقت یا سرقت را داشته باشد، چه دلایلی می تواند ذکر کند و چه باید بکند؟
قبل از بررسی دلایل اثبات بی گناهی جرم سرقت، ذکر این نکته ضروری است که برای اثبات جرم سرقت یا سرقت مانند سایر جرایم، این شاکی یا شاکی باید ادعای خود را در دادگاه ثابت کند و در واقع ارائه کند. شواهد کافی. اثبات جرم سرقت؛ زیرا اصل بر برائت یا برائت افراد است; مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.
از این قاعده مهم حقوقی به عنوان «قاعده دلیل بر شاکی» یاد می شود که بر اساس آن تأمین دلیل بر عهده شاکی است و در صورتی که شاکی یا شاکی دلیل موجهی برای اثبات جرم ارائه نکند و بتواند ادعای خود را ثابت نمی کند چه بسا متهم سرقت پس از تبرئه از وی به اتهام افترا و اعاده حیثیت شکایت کند.
مهم ترین دلایلی که شاکی یا شاکی می تواند برای اثبات جرم سرقت به دادگاه ارائه کند، استناد به شهادت شهود، استناد به اقرار مرتکب و یا ارائه ادله ای مانند فیلم دوربین های مداربسته به دادگاه برای کسب اطلاع قاضی و حکم.
بنابراین در صورتی که دلایل و ادله فوق توسط شاکی ارائه شده باشد که بر اساس آن جرم سرقت ثابت شده باشد، لازم است متهم نیز از خود دفاع کرده و بی گناهی خود را با استفاده از قرائن و قرائن ثابت کند. دلایل اثبات بی گناهی در سرقت به دو صورت قابل ارائه به دادگاه است:
در مورد اول، اگر شخصی بخواهد بی گناهی خود را در جرم سرقت ثابت کند، باید از دلایل قانونی مانند شهادت شهود استفاده کند، مثلاً ثابت کند که در زمان سرقت در محل دیگری حضور داشته است. یا هر مدرک دیگری که برای کمک به دادگاه در اثبات بی گناهی یا عدم مشارکت خود در سرقت. کما اینکه برای خرید اجناس مسروقه فاکتور تهیه کند.
در مورد اخیر دلایل و مدارک ارائه شده برای اثبات سرقت ارائه شده توسط شاکی قابل اعتراض است. به عنوان مثال، شرایط شهادت شهود و ناعادلانه بودن آنها ذکر شد; یا شهود در آن لحظه حضور نداشتند و سرقت اموال توسط متهم را مشاهده نکردند و فقط از روی خصومت شخصی شهادت دروغ دادند. یا فردی که فیلم دوربین مداربسته را دزدیده متهم نبوده است.
به یاد داشته باشید که اعتراف به سرقت نزد قاضی، اثبات سرقت را آسان می کند. پس اگر واقعاً مرتکب جرم سرقت یا سرقت نشده اید، نباید در دادگاه به سرقت اعتراف کنید.
همچنین باید توجه داشت که سایر ادله اثبات دعوی از قبیل قسامه و قسامه تأثیری در اثبات سرقت یا عدم اثبات آن ندارد و نمی توان به آن استناد کرد.



:: برچسب‌ها: اثبات بی گناهی در سرقت ,
:: بازدید از این مطلب : 17
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یک شنبه 10 بهمن 1400 | نظرات ()
نوشته شده توسط : pari

یکی از مهمترین حقوقی که زن از طریق ازدواج به آن دست می یابد مهریه است. مهریه در واقع مالی است که مرد متعهد می شود به زن بپردازد و هر وقت زن بخواهد قابل مطالبه است. اما در مواردی زن نمی تواند تمام مهریه را مطالبه کند اما طبق مقررات قانونی نیمی از مهریه به او تعلق می گیرد. بنابراین سوال مهمی که در این مقاله قصد پاسخ به آن را داریم این است که تنصیف مهریه چیست و در چه شرایطی مهریه نصف می شود؟ یا موارد تنصیف مهریه چیست؟ در پاسخ به این سوالات به بررسی تنصیف مهریه، طلاق قبل از ازدواج، گذراندن تمام وقت در عقد موقت و فسخ نکاح به دلیل عجز مرد می پردازیم.

نصف مهریه
طبق ماده 1082 قانون مدنی «به محض وقوع عقد، زن مالک مهر می شود و می تواند در آن هر گونه تصرفی داشته باشد». بر اساس این ماده، مالکیت زن بر مهر از لحظه انعقاد عقد حاصل می شود. یکی از آثاری که زن در مهریه دارد این است که می تواند مهریه را بدهد یا مطالبه کند که در این صورت مرد مکلف به پرداخت مهریه است. اما در مواردی بر اساس موادی از قانون مدنی، در مواردی مهریه زن نصف می شود و به جای کل مهریه، فقط نصف مهریه تعیین شده به زن تعلق می گیرد. در ادامه به بررسی موارد تنصیف مهریه زن می پردازیم. 

طلاق قبل از رابطه زناشویی
مالکیت زن بر مهریه از لحظه عقد، ملکی متزلزل است و با صمیمیت زن و مرد تکمیل می شود. طبق ماده 1092 قانون مدنی: «هرگاه شوهر قبل از نزدیکی، زن خود را طلاق دهد مستحق نصف مهر خواهد بود و اگر شوهر بیش از نصف مهر را داده باشد، می‌تواند مازاد بر آن را پس بگیرد. نیم." به همین دلیل یکی از شروط تنصیف مهریه، طلاق قبل از نزدیکی است. در این صورت چون بین زن و مرد صمیمیت وجود ندارد، زن فقط مستحق نصف مهریه خواهد بود.

گذراندن کل زمان در یک قرارداد موقت
مورد دیگر تنصیف مهریه طبق ماده 1097 قانون مدنی در عقد موقت است. طبق این ماده «در نکاح مطلقه اگر شوهر تمام مدت عقد را قبل از نزدیکی ببخشد باید نصف مهریه را بپردازد». بر اساس این ماده، اگر مردی تمام مدت صیغه را قبل از وقوع عقد در عقد موقت یا صیغه به زن ببخشد یا بگذراند، باید نصف مهریه را به زن بپردازد.

فسخ نکاح به دلیل ناتوانی جنسی مرد
بر اساس ماده 1101 قانون مدنی: «اگر نکاح قبل از نزدیکی فسخ شود، زن حق مهریه ندارد مگر اینکه موجب فسخ باشد که در این صورت با وجود فسخ، زن مستحق نصف است. جهیزیه." بر این اساس، اگر زن قبل از ازدواج از عجز مرد مطلع شود، می تواند عقد را فسخ کند که در این صورت حق دریافت نصف مهریه را خواهد داشت.

براي ورود به سايت حامیان عدالت و اطلاعات بیشتر در خصوص مهریه كليك كنيد.



:: برچسب‌ها: مهریه ,
:: بازدید از این مطلب : 23
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یک شنبه 10 بهمن 1400 | نظرات ()
نوشته شده توسط : pari

راه حل های حل اختلاف ارث چیست؟
علیرغم اینکه پس از فوت شخص، بقیه اموال و دارایی به قهراً به ورثه متوفی منتقل می شود، اما در موارد ذکر شده، وراث نمی توانند در نحوه تقسیم و اداره ارث به توافق برسند. وجود دارد. اختلافاتی با یکدیگر وجود دارد که در زیر برای ارائه راهکارهای قانونی برای رفع این تعارضات به آنها اشاره می شود:
اخذ گواهی حصر ورثه: برای اینکه وراث در سهم خود از قبیل خرید، فروش، اجاره یا هرگونه استفاده شخصی در سهم خود دخیل باشند، ابتدا باید خود را ورثه متوفی معرفی کرده و سپس مبلغ هر یک را تایید کنند. سهم شخص وراثت. اولین قدم و یکی از الزامات این امر، تقدیم دادخواست صدور گواهی انحصار وراثت از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی و درخواست صدور گواهی انحصار وراثت توسط هر یک از ذی نفعان می باشد. از محل حل اختلاف
طبق قانون، ذی نفعان عبارتند از: هر یک از وراث یا نمایندگان قانونی آنها مانند قیم یا وکیل، هر شخصی که از صدور این گواهی منتفع می شود، مانند طلبکاران یا شخصی که از یکی از آنها وجه خریداری کرده است. وراث، به هر دلیلی، دلیل مثبتی دال بر طلبکار یا خریدار، قیم یا همان شخصی که متوفی وظایف خاصی را بر عهده او گذاشته است، ارائه می کنند.
دادخواست تقسیم طلاق: پس از دریافت گواهی انحصار وراثت، راه حل بعدی طرح دعوی تقسیم وصیت و درخواست تصمیم به تقسیم ترکه از شورای حل اختلاف است. تقسیم ترکه به معنای تعیین دقیق سهم هر یک از افراد در ترکه است که هر یک از ورثه یا در صورتی که متوفی قیم تعیین کرده باشد می تواند این امر را از محاکم قضایی درخواست کند. در حکم صادره از مرجع صالح سهم الارث هر یک از ورثه به طور دقیق و واضح ذکر شده است و پس از آن هر ورثه می تواند بدون کسب اجازه از سایرین با پرداخت مالیات بر ارث سهم خود را بفروشد.
وصیت : در صورتی که وراث یا نماینده قانونی آنها از دارایی یا بدهی به جا مانده از متوفی اطلاع نداشته باشند و یا اختلافی در مورد آنها نداشته باشند می توانند از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی وصیت نامه تنظیم و درخواست کنند. وصیت نامه تحریر از شورای حل اختلاف. مطابق ماده 206 قانون آیین دادرسی مدنی، نوشتن ترکه به معنای تعیین میزان ترکه و دیون متوفی است. در این مورد شورای حل اختلاف بیانیه ای صادر و صورت مجلسی از دارایی های متوفی تنظیم کرده است. لازم به ذکر است در صورت غیبت یک یا چند ورثه و یا امتناع تعدادی از وراث از قبول ترکه، تحریر ترکه الزامی است.



:: برچسب‌ها: راه حل های حل اختلاف ارث ,
:: بازدید از این مطلب : 15
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یک شنبه 10 بهمن 1400 | نظرات ()
نوشته شده توسط : pari

انواع دادگاه بر اساس صلاحیت کدام اند؟

برای اینکه بدانیم دادگاه ها بر اساس صلاحیت به چند بخش تقسیم می شوند، باید گفت که دادگاه ها یا مراجع قضایی بر اساس صلاحیت و به طور کلی که عبارتند از: دادگاه های حقوقی یا دادگاه های حقوقی و مراجع قضایی کیفری یا دادگاه های کیفری و مراجع رسمی.

هر یک از مراجع قضایی یا دادگاه های ذکر شده در بالا صلاحیت رسیدگی به مسائل و دعاوی خاص را دارند. یعنی بسته به اینکه موضوع پرونده مربوط به جرم باشد یا موضوع مربوط به اموال یا قراردادها و غیره، دادگاه های رسیدگی کننده به آن موضوع یا دعوی نیز متفاوت است.

در خصوص دعاوی و مسائل حقوقی اصل بر این است که تمامی دعاوی حقوقی در محاکم عمومی دادگستری اقامه می شود، اما برخی از موضوعات به دلیل تخصصی یا موضوعی بودن اهمیت موضوع ایجاب می کند که در دادگاه های تخصصی با ساختارها و قضات مختلف رسیدگی شود. . یکی از این موارد دادگاه خانواده است که صلاحیت رسیدگی به امور خانواده را دارد.

یعنی مراجع قانونی راجع به مسائل و دعاوی مربوط به ارث و طلاق و حضانت و دعاوی مربوط به اموال و حق انتفاع یا امور مربوط به عقود اعم از وکالت و اجاره و بیع و غیره که به این دعاوی در حسب مورد یکی از دادگاه های حقوقی. پرونده بررسی و رأی مقتضی صادر خواهد شد.

- در صورتی که موضوع مربوط به ارتکاب عملی باشد که در قانون مجازات اسلامی جرم محسوب می شود و شاکی قصد شکایت داشته باشد به یکی از دادگاه ها یا دادسرا مراجعه می کند. به عبارت دیگر دادگاه های کیفری صلاحیت رسیدگی به پرونده ها و پرونده های مربوط به جرایم سرقت، کلاهبرداری یا توهین، ضرب و شتم، تهدید، مزاحمت تلفنی و ... را دارند و سپس در یکی از دادگاه های کیفری محاکمه می شوند و پس از رسیدگی، حکم مقتضی صادر و مرتکب به یکی از مجازات های مقرر در قانون مجازات اسلامی محکوم می شود.

- مراجع قضایی از نوع سوم که مراجع قضایی اداری است. به عنوان مثال: شورای حل اختلاف که نهادی است که با سقف معین به دعاوی رسیدگی می کند. اختلاف خود را حل کنید. همانطور که از این مثال مشخص است شورای حل اختلاف با سقف معین به دعاوی رسیدگی می کند که در سال 97 به دعاوی زیر بیست میلیون رسیدگی می کند و در این خصوص حکم صادر می کند.

لازم به ذکر است که اختیارات هر مرجع در قانون به طور جداگانه در مورد اینکه چه موضوعاتی صلاحیت دارند قید شده است.



:: برچسب‌ها: انواع دادگاه بر اساس صلاحیت ,
:: بازدید از این مطلب : 18
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یک شنبه 10 بهمن 1400 | نظرات ()
نوشته شده توسط : pari
با سلام.به دنیای لوکس بلاگ و وبلاگ جدید خود خوش آمدید.هم اکنون میتوانید از امکانات شگفت انگیز لوکس بلاگ استفاده نمایید و مطالب خود را ارسال نمایید.شما میتوانید قالب و محیط وبلاگ خود را از مدیریت وبلاگ تغییر دهید.با فعالیت در لوکس بلاگ هر روز منتظر مسابقات مختلف و جوایز ویژه باشید.
در صورت نیاز به راهنمایی و پشتیبانی از قسمت مدیریت با ما در ارتباط باشید.برای حفظ زیبابی وبلاگ خود میتوانید این پیام را حذف نمایید.جهت حذف این مطلب وارد مدیریت وب خود شوید و از قسمت ویرایش مطالب قبلی ،مطلبی با عنوان به وبلاگ خود خوش امدید را حذف نمایید.امیدواریم لحظات خوبی را در لوکس بلاگ سپری نمایید...

:: بازدید از این مطلب : 11
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : 0 0 | نظرات ()

صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد